کردم یادشان
را زندان
تا نروند
آنان ز یادمان
دوستم دلم ز گریه‌ پر
ز یاد
انان
آن خوبان
برایت
ز چه‌ گویم؟
دلم نیست
زان داستانها
جدا جدا
جدا جدا
نمیدانم چرا
شدن خون
آن خوبان

ن: نعمت.م

برای داستانهای دوران مدرسه‌ که‌ هنوز یادشون توی دلم مونده‌. آن داستانهای تصمیم کبرا، چوپان دروغگو،.........